یادداشت وارده: با مصطفی شاید، بی مصطفی هرگز!

وضعیت دو تیم پرطرفدار تهران در
سال‌های اخیر به‌صورت یک نمودار سینوسی پیش می‌رود. اصولا تیم‌های پرسپولیس
و استقلال یک‌فصل‌درمیان نتایج خوبی می‌گیرند و پس از پشت سر گذاشتن یک
بحران مدیریتی یا مربیگری به‌یکباره وزارتخانه یا سازمان سابق به فکر
می‌افتند که این تیم مردمی است و دغدغه‌ای است برای مردم.

این قضیه اما برای پرسپولیس چند فصلی است به شکل متفاوتی تعریف شده و ظاهرا همه‌ی ارکان مهم شده‌اند جز مردم.

تمام هواداران سرخ بر این قضیه واقف هستند که نتایج چند فصل اخیر پرسپولیس بعد از قهرمانی لیگ هفتم در دقیقه‌ی 96، دیگر هرگز به دل‌شان ننشسته است؛ حتی دو قهرمانی پی در پی در جام حذفی با علی دایی.

فلاش‌بک- انصاری‌فرد، حاج‌حبیب و دیگران

شاید در دنیا تنها لیگ ایران باشد
که نقش مدیرعامل و اسم او برای هواداران بسیار مهم است. در حال حاضر شاید
خیلی از هواداران سرسخت فوتبال هم ندانند نام مدیرعامل منچستریونایتد یا
مدیرعامل دورتموند و... چیست ولی در ایران تمام مسائل به هم مربوط است و
مدیرعامل مستقیما باید جوابگو باشد. البته اگر باشد!

فصل 85-86 زمزمه‌ی خروج محمدحسن انصاری‌فرد از باشگاه
پرسپولیس به گوش رسید و جانشین او هم کسی نبود جز حبیب کاشانی. تماشاگران
بابت زحمات انصاری‌فرد کوچک او را به شدت دوست داشتند و با شعارهای "مدیر
سیاسی نمی‌خوایم نمیخوایم" به پیشواز حبیب کاشانی رفتند ولی کاشانی آمد و
با دست پر هم آمد. با ورود کاشانی مربی تیم ملی کره‌جنوبی سرمربی پرسپولیس
شد. قطبی در دقیقه‌ی 96 قهرمان لیگ شد اما فصل بعد بنا به دلایلی تیم را
نیمه‌کاره رها کرد.

کاشانی اما همچنان محبوب بود تا زمانی که دایی را به شکلی
کاملا دراماتیک از پرسپولیس کنار گذاشت. این صندلی به شکلی ناجوانمردانه به
استیلی رسید و چون مردم اصولا زیر بار حرف زور نمی‌روند و حقیقت را زود
متوجه می‌شوند، از همان بازی اول شعار «استیلی حیا کن...» در ورزشگاه پیچید
و کاشانی هم استعفا داد.

ورود سردار و بازگشت آقامصطفی

با خروج کاشانی، محمد رویانیان
دیگر مدیر غیرفوتبالی ایران وارد چرخه مدیریتی سرخپوشان شد. کاملا همانند
کاشانی و چه بسا جالب‌تر از او رویانیان هم سراغ مربی محبوبی رفت که
هواداران به احترام او استادیوم را پر می‌کردند و خاطراتی فراموش‌نشدنی
برای تمام فوتبال‌دوستان ایرانی بر جای گذاشته بود و او کسی نبود جز مصطفی
دنیزلی.

دنیزلی که به دلیل فساد و ناپاکی در فوتبال ترکیه به فوتبال
ایران پناه آورده بود، برگشت تا خاطرات خوبش را مجددا به یاد هواداران
افسرده پرسپولیس بیاورد. در حالی که شکست در چهار داربی پی‌درپی رمقی برای
تماشاگران باقی نگذاشته بود، اولین هدیه‌ی مصطفی پیروزی در داربی با یک یار
کمتر تنها در 10 دقیقه بود. آن هم با تعویض‌های نتیجه‌بخش همین سرمربی.

و اما... بحران!

اما آتش بحران در تیم دنیزلی
به‌یکباره روشن شد، تساوی در بازی با الغرافه در حضور 85000 نفر که حکم یک
سکته خفیف را داشت و شکست‌های پی‌درپی بعدی که بحران را به اوج رساند.
اعلام عدم تمدید قرارداد 10 بازیکن توسط دنیزلی از اشتباهات بزرگ این مربی
بود چون باید فضای غیرحرفه‌ای بازیکنان ایران را در این زمینه درک می‌کرد.
فوتبالیست ما هنوز به آن درجه نرسیده‌ است که مثل هیگوایین وقتی متوجه شد
فصل آخر بازی‌اش در رئال است بگوید: «می‌خواهم در آخرین دقایق حضورم در
برنابئو نهایت لذت را ببرم و موثر باشم.»

کار به جایی رسید که در بازی برگشت مقابل الهلال که با شکست
1-0 پرسپولیس مقابل این تیم رقم خورد، دنیزلی کنایه‌آمیزترین تعویض تاریخ
فوتبال ایران را انجام داد. جایی که 90 دقیقه تمام مهاجمی را به میدان
نفرستاد و در دقیقه 91 ممدوتال مدافع را به عنوان یار تهاجمی به میدان
فرستاد! و این یعنی اعتمادها از بین رفته‌اند.

از آن سو، علی کریمی بازیکن بزرگی که به تنهایی می‌تواند
90هزار نفر را به استادیوم بکشاند، بازیکنی که تا پایان نیم‌فصل اول یک‌تنه
تیم را جمع و جور کرده بود با مصاحبه علیه کادر فنی و برخی بازیکنان، باعث
تشدید این دودستگی در تیم شد. به این ترتیب بعد از چند نتیجه درخشان در
آسیا، ناگهان پرسپولیس در آستانه فروپاشی قرار گرفت. شکست‌های 4گله از راه
رسیدند و سرخپوشان برای اولین بار در تاریخ خطر سقوط به لیگ یک را هم احساس
کردند. این فصل کابوس‌وار در نهایت با شکست 3-0 مقابل الاتحاد به پایان
رسید و با وجود این‌که اکثریت هواداران و کارشناسان دنیزلی را در این
اتفاقات بی‌تقصیر می‌دانستند اما به هر حال او هم به‌عنوان سکانداری که
نتوانسته بود کشتی‌اش را از گرداب سقوط دور کند، مورد انتقاد قرار گرفت.
حالا سوال این بود؛ دنیزلی باید بماند یا برود؟!

یادمان باشد؛ او هنوز هم دنیزلی است

ناگهان انتقادات به دنیزلی ‌طوری
شدت یافت که انگار فراموش کرده‌ایم این مرد ترک‌تبار در سال 2000 به عنوان
یازدهمین مربی برتر جهان برگزیده شد. شاید یادمان رفته او تنها مربی ترکیه
است که توانسته با سه تیم بزرگ کشورش قهرمانی را تجربه کند و در آخرین
نظرسنجی ترکیه، همچنان محبوب‌ترین مربی مدنظر هواداران بشیکتاش است.

دنیزلی از جمله مربیانی نیست که در خانه فرمانیه یا نیاورانش
فقط به تماشای فوتبال نشسته باشد و هیچ مطالعه یا کلاس بین‌المللی را طی
این 5 سال تجربه نکرده باشد. دنیزلی تنها در دو فصل از کل دوران مربیگری
خود میانگین امتیازات فصلی‌اش به زیر 52 درصد رسید؛ یکی فصل 1989 با
آلمانیا آخن که اولین تجربه بین‌المللی‌اش بود و دیگری با پرسپولیس مدل 91!

دنیزلی پیش از این با چشم خودش و از نزدیک چنین رفتارهای
غیرحرفه‌ای را تجربه نکرده بود که بازیکنی اگر در پست غیرتخصصی به بازی
گرفته شود، با جان و دل بازی نخواهد کرد. او به چشمان خود ندیده بود
مهاجمان تیمی با صراحت تمام علیه بهترین گلزن خودشان مصاحبه کنند و تمام
گل‌های او را شانسی و حاصل پاس‌های خودشان بدانند!

دنیزلی همان مردی است که وقتی به صورت فاحش در چند بازی پی در
پی علیه‌اش سوت داوری زده می‌شود مثل همیشه فقط لبخند می‌زند و هیچ حرفی
علیه داوری نمی‌زند. غیرحرفه‌ای بودن پرسپولیس و سایر تیم‌های ایرانی را
می‌بیند ولی حاضر است با قیمتی به مراتب پایین‌تر برای پرهوادارترین تیم
آسیا مربیگری کند.

تصمیم سخت سردار در موقعیت بحران

محمد رویانیان با محبوبیت خاصی
وارد چرخه مدیریتی پرسپولیس نشد ولی با آوردن دنیزلی تا حدودی وجهه‌ی
مقبولی نزد هواداران پیدا کرد و با طرح جمله شعاری "حاضرم سرم را بزنند ولی
هواداران ناراضی نباشند" در برنامه‌ی 90، نشان داد روش محبوب شدن را خوب
یاد گرفته است.

او می‌توانست با یک تصمیم اشتباه مبنی بر برکناری دنیزلی،
اشتباه تاریخی کاشانی در برکناری کرانچار را به نوع دیگری تکرار کند و در
موقعیت خطرناکی گرفتار شود که دیگر بیرون آمدن از آن شاید کار حضرت فیل
باشد. اما این کار را نکرد تا نشان دهد «احترام به خواسته مردم» لااقل برای
این یک نفر و لااقل در این برهه حکم شعار را نداشته است. در لیگ دوازدهم
موفقیت پرسپولیس حتی با تکیه بر دانش دنیزلی به آسانی به دست نخواهد آمد
اما برکنار کردن او در آستانه فصل جدید هم اشتباه غیرقابل جبرانی بود که
رویانیان با فرار از این اشتباه پرسپولیس را از سقوطی دردناک‌تر نجات داد.

لینک مطلب در سایت گل:

http://www.goal.com/iran/news/1825/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/2012/05/26/3128103/%D9%8A%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A-%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%AF-%D8%A8%D9%8A-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2

 

/ 13 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید رونالدینهو

سلام سپهر جان عالی بود بنظر من مشکل پرسپولیس در یک کلام اینه که مدیریتش دست افرادی می افته که فوتبالی ان و مدیریت سرشون نمیشه مثل انصاریفرد یا اینکه ورزشی نیستند و بدتر از افراد قبلی که الان هم رویانیان همین وضعیتو داره.

سحر

سلام. از بس حضور دارید، کم پیدایی ما تو چشم!!! در بین این همه نا امیدی. تیتر از همه بیشتر به دل نشست و بعد خود متن تکمیلش کرد... به موفقیت دنیزلی تو این فصل ایمان دارم اما تنها یه چیزی عین زنگ هشدار بقل گوشم صدا میکنه و اونم حضور لیدر هاست... دنیزلی کارش و نیمه کاره رها نمیکنه مگر اینکه از طرف هوادارا واکنش های سرد ببینه... باز هم به اون نکته که یه قهرمانی به ما بدهکاره مسرم پس تا اون قهرمانی باید حمایت بشه.

سینا تیماجی

خوب بود. تیترش رو خیلی دوست داشتم. با جان کلامش هم موافقم. کارکرد دنیزلی در پرسپولیس فصل بعد مشخص میشه و اونموقع باید مورد ارزیابی قرار بگیره. امسال نه اون حمایت اغراق شده رسانه ها در بدو ورود دنیزلی رو متوجه شدم و نه این سیل عظیم انتقادات در انتهای فصل رو! دنیزلی در آسیا خوب کار کرد و در لیگی که تقریبا همه چیزش از دست رفته بود افتضاح! اما فصل بعد میتونه در عین حال بسیار خطرناک باشه برای عمو مصطفی ای که نشانه هایی از تمام شدن در نحوه اداره ش به چشم میخوره چون اگه نتیجه نگیره اونوقت همه یکصدا خواستار جداییش خواهند بود! بهرحال باید دید رویانیان چه تیمی میبنده و اوضاع سپاهان و استقلال چگونه پیش میره تا بشه شانس پرسپولیس رو تخمین زد اما من دنیزلی رو مربی ای میبینم که از طرفی دانش و جوهره مربیگری رو داره و از طرف دیگه کهولت سن و بیماریش شور و حال گذشته رو ازش گرفته و نمیتونه بالانس رو در تمام بازیهای تیمش برقرار کنه. چیزی که واسه قهرمان شدن مهمترین فاکتوره ...

سمانه

سلام سپهرجون وبلاگ خوبی داری افندی این فص پرسپولیسوقهرمان میکنه باافندی عمری بی افندی هرگز

حدیث دختر شاد‌ آبی

دعوتید به خواندن چند سطر اعصاب خوردی ! دارند تاج فوتبال ایران را به تاراج می برند ؛ آیا کسی هست یاری مان کند ؟!

سپهر جان! دنیزلی مربی خوبی بود که مورد سواستفاده قرار گرفت. از مدتها پیش مشخص بود که به دلایل مشکلات خانوادگی به ایران نمیاد خیلی ها هم میدونستند اما از اسمش چماق درست کردند برای کوبید ن امثال متسو تا گزینه های داخلی خودش از مایلی تا دایی سر کار بیان. از علیپور نشسته در فدراسیون بگیر تا سردار محمدی رانده شده و تیم رسانه ای شون در خبرآنلاین و روزنامه گل و سایت رجانیوز. الان هم دعوا بین گرگهاست- دایی و مایلی و پروین- امیدوارم رویانیان که از بساط فساد اینها دوره بازیچه نشه.

حامد

کامنت پائین رو من نوشتم. حواسم نبود اسمم رو بنویسم.

سارا

منتظرم تا مطالبتونو بخونم سپهر خان تو همین دو سه هفته شروع میکنم پس منتظرم باشید چون اینبار دیگه تصمیمم جدیه و خودتون هم میدونید چقدر نظرتون برام مهمه... خلاصه ببخشید که سرتونو درد اوردم دوست داشتم صادقانه دلایل نیومدنم تو این چند ماهو توضیح بدم امیدوارم روزی بتونم خوبی هاتونو جبران کنم بابت همه چی ممنونم خداحافظ